شهر و برنامه ريزی

ماهنامه الكترونيكي علمي- آموزشي و اطلاع رساني

شهرنشينی معاصر و مسائل مديريتی
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

با سلام،

و اين بار با وقفه‌اي طولاني (۸۲/۰۹/۱۱ تا۰۴/۰۲/۸۲ ) يعني بعد از حدود بيش از 4 ماه به ادامه مطالب مي‌پردازيم. بنابراين با عرض پوزش ادامه مي‌دهيم.

 خوب به اينجا رسيديم كه آيا اساسا شهر به مديريت نياز دارد يا خير؟ براي شروع بهتر است كه ابتدا بحثي پيرامون منشا شهرهاي امروزي و به قولي شهرنشيني امروزي و مسائل مربوط به آن بپردازيم تا در ابتدا به مسائل مرتبط با شهرهاي امروزي بويژه جهان سوم پي ببريم و سپس به خود بحث مديريت شهري مي‌پردازيم.

     اساسا شهر تبلور فضايي عملكردهاي انساني و در راستاي برطرف كردن نيازهاي او مي باشد. بنابراين در هر دوره و زماني، با توجه به دانش و علم بشر، نيازها و خواسته‌هاي او، شرايط اجتماعي- اقتصادي، و سياسي- ايدئولوژيكي، سكونتگاههاي مرتبطي بوجود مي‌آيند و به نوعي در خدمت رفع نيازهاي بشري قرار مي‌گيرند (هر چند در برهه‌هايي از زمان يا در بعضي از تفكرات، شهر مايه بدبختي بشر شناخته مي‌شود). اولين سكونتگاهها به شكل روستاهاي سنتي بودند و جديدترين آنها يعني ابرشهرها با بيش از 10 ميليون نفر جمعيت در پهنه اين كره خاكي ايجاد شده‌اند. از نظريات مربوط به پيدايش شهر اگر بگذريم، مي‌بينيم كه تا قبل از انقلاب صنعتي شهرها كاركرد اداري-سياسي و بعضا مذهبي يا تجاري داشته اند. در اين دوران ( ماقبل صنعتي شدن )، شهرها اغلب كم جمعيت ( بزرگترين شهر قبل از انقلاب صنعتي را مربوط به دوران امپراطوري روم مي دانند و گاهي جمعيت آن را تا يك ميليون نفر نيز گفته‌اند)، كم تراكم و داراي ابعاد انساني بوده‌اند. 

     از انقلاب صنعتي به بعد هست كه مي بينيم ساختار قبلي شكسته مي‌شود و به نوعي شهر كانون توليد و سرمايه مي شود. برخلاف دوران ماقبل صنعتي كه شهرها در كانون مجموعه‌هاي كشاورزي و روستايي شكل مي‌گرفتند و موتور محركه آنها مبتني بر توليدات روستايي و مازاد توليدي و اقتصادي آنها بود. در اين دوران اين شهر است كه عمل توليد را، آن هم توليد كالاي صنعتي بعهده مي‌گيرد. اين شهر است كه سرمايه و نيروي كار را به سوي خود جذب مي‌كند و كانون توليد و تمركز اقتصادي منطقه و نواحي اطراف خود مي‌گردد.

   نكته اي كه در اينجا بايد اشاره شود اينست كه با شكل گيري انقلاب صنعتي و پيدايش تاب و اتش توليد صنعتي، بهره‌وري و سود حاصل از كار صنعتي بر بخش صنعت پيشي مي‌گيرد و بخش كشاورزي را به رقابت فرا مي‌خواند. در اين ميان بخش كشاورزي نيز براي ايجاد توان رقابتي، تكنولوژي صنعتي را به خدمت مي‌گيرد. و اينجاست كه نيروي انساني مازاد بخش كشاورزي راهي جز پيمودن مسير شهر، و انتخاب اشتغال در بخش صنعت را به عنوان نيروي كار و در واقع كارگر روزمزد ندارد.

     روند شهرنشيني شتاب مي‌گيرد و در كشورهاي اروپاي غري(كانون انقلاب صنعتي بويژه انگلستان پيشرو صنعتي شدن) قرن 19، قرن شكل گيري شهرهاي بزرگ، متراكم و آلوده مي‌باشد. آلودگي ناشي از دود كارخانه‌هاي صنعتي و فاضلاب آنها كه در اوايل از آن بنام طلاي ناب ياد مي‌شد و ساكن شدن مهاجران روستايي در كنار اين مكان‌ها چهره‌ اسف باري را بوجود آورده بود.

     به نقل از كتاب دكتر شكوئي" در نيمه اول قرن نوزدهم، در شهر منچستر انگلستان، دود كارخانه‌ها و تاسيسات صنعتي به فضاي شهر تصويري مي‌داد كه تا آن زمان در تاريخ شهرنشيني ديده نشده بود. با اهميت و شهرت يافتن اين فضاي شهري، مشتاقان انقلاب صنعتي، صنعتگران، دانشمندان و بازرگانان از چهار گوشه جهان به شهر منچستر آمدند تا چشم انداز شهري را كه حاصل انقلاب صنعتي بود ببينند."

     بله، انقلاب صنعتي در واقع يك انقلاب شهري جديد نيز محسوب مي‌شد چراكه با اولين گام صنعتي شدن شهرها به سرعت رشد مي‌كردند و مملو از جمعيت مي‌شدند. بطور مثال شهر منچستر ( اولين شهر صنعتي جهان) از جمعيت 17000 نفر در سال 1760 به جمعيت 303382 نفر در سال 1851 رسيد. افزايش جمعيت و تراكم در شهرها درحالي صورت مي‌گرفت كه به موازات اين افزايش جمعيتي، خدمات شهري، بهداشت و درمان و آب آشاميدني سالم در همان سطح قبلي بود و اين بيانگر وضعيت اسف‌بار زندگي در دوران اوليه صنعتي شدن است. و اين زندگي اسف‌بار نيز مختص كارگران صنعتي و فقراي شهري بود. آلونك‌ها و خانه،هاي آلوده و غير بهداشتي در جوار كاخانه‌هاي كثيف، محل زندگي توده‌هاي مردم بود. و در اينجا بود كه مفهوم آزادي در سالهاي متمادي قرن نوزدهم بويژه 70 سال اول، رهايي از محيط‌هاي كثيف و بيماري زا بود.

     پيدايش شهر دو قطبي نيز از آثار انقلاب صنعتي بود. چرا كه در شهرهاي صنعتي، صنايع و كارخانه‌ها در مركز شهر قرار داشتند و در پيرامون آنها نواحي مسكوني و آلونك‌هاي كارگران فقير قرار داشت. اما نقاط زيباي شهر و در واقع نواحي دور از كارخانه‌ها و داراي آب و هواي مناسب مخصوص ثروتمندان و كارخانه‌داران بود و در همان اوايل انقلاب صنعتي فقير و غني از هم جدا شدند و هر كدام محله‌هاي مخصوص خود داشتند. در واقع نوعي جدايي‌گزيني طبقاتي بوجود آمد(طبقه فقير و طبقه غني).

     پيدايش مكتب‌هاي فلسفي-سياسي در مورد فضاي زندگي از يكطرف و از طرف ديگر در برابر شرايط اجتماعي و اقتصادي حاكم نيز تحت اين شرايط شكل مي‌گيرد. آرمان‌گرايان(سوسياليستهاي آرمانگرا و گروههاي آنارشيستي معتقد به جامعه محدود و دور از شهرها كه ظهور نهضت شهرهاي جديد به آنها بر‌مي‌گردد)، رفورميست‌ها (كه معتقد به برطرف كردن مسائل شهرهاي صنعتي در داخل آنها بودند و به نوعي اصلاحات را قبول داشتند.) و مخالفان و منتقدان سرمايه‌داري ( ماركس و انگلش كه از بزرگان سوسياليست هستند و شهر را كانون سرمايه‌داري و انواع بهره‌كشي مي‌دانند.) از اين قبيل هستند.

     اهداف برنامه‌ريزي شهري كه امروزه مطرح مي‌باشد بويژه در شهرهاي جهان سوم، به تفكرات رفورميستي در شهرهاي اوليه صنعتي برميگردد كه با حفظ ساختار و نظام موجود، بدنبال تامين حداقل شرايط بهداشتي-درماني و خانه‌سازي براي توده مردم بودند. بنوعي نيز اين تفكرات ( با توجه به ديدگاههاي راديكاها، سوسياليستها و آنارشيستها) از شگردهاي سرمايه‌داري در حفظ ساختار و وضعيت فعلي مي‌باشد كه با دادن امتيازاتي در برهه‌هاي خاص زماني، آشوب‌ها و اعتراضات بر عليه خود را فرو مي‌نشاند. ... ادامه دارد.

خوب اگر نظري داريد لطفا بيان بفرماييد.

در ادامه در روزهاي آتي به موارد زير مي پردازيم. ( براي رسيدن به هدف اصلي‌مان يعني ضرورت مديريت شهري در شهرهاي امروزي بويژه شهرهاي جهان سوم از جمله خودمان).

- ادامه روند شهرنشيني در غرب و وضعيت فعلي آنها               

- روند شهرنشيني در جهان سوم و نقش فرايند استعماري در شكل گيري شهرها

- مسائل و مشكلات شهرهاي جهان سوم

- لزوم مديريت شهري، عملكرد و نقش آن

    البته     هرگز نشه فراموش     سوال اصلي روشن

                        شهرها تا چه حدي قابل  برنامه ريزي هستند؟

 جملات قصار:

      شهرها نمودي از شرايط اجتماعي و اقتصادي حاكم بر جامعه هستند.         

                                                                دكتر حسين شكوئي.

    نوشته‌ي قديري،  پنج‌شنبه۰۳/۰۲/۸۳ ساعت 4:42 ب.ظ