| شهرنشينی معاصر |
| ساعت ۱:٢۳ ق.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۳ |
|
با سلام خدمت دوستان عزيز و عرض پوزش فراوان از تاخير طولاني، به ادامة مطالب مي پردازيم: خوب در ادامة مطلب قبل و مسيريابي شهرنشيني فعلي غرب بايد اشاره كنيم كه در بررسي عوامل بوجود آورندة رشد شهر امروزي و به قولي شهرنشيني امروزي، بايد بين نيروهاي محرك توسعة شهرهاي مدرن به وسعت بيسابقة امروزي و آنهاييكه موجب ايجاد و گسترش شهر قبل از انقلاب صنعتي گشتهاند تمايز قائل شويم. تضاد بين اندازة شهرها در اين دو مقطع (قبل و بعد از انقلاب صنعتي و ادامة آن، بويژه بعد از جنگ جهاني دوم)، دليل بر وجود دو تكنولوژي متفاوت است. در واقع تحولات پيچيدة اقتصادي-فني كه اساس انقلاب صنعتي بودند موجبات تغييرات عميقي در اندازة شهرها، نسبت جمعيت ساكن در آنها و آهنگ رشد شهرنشيني گرديد. به نوعي كه امروزه، توسعة شهري چه در كشورهاي پيشرفتة صنعتي و چه در كشورهاي در حال توسعه، بارزترين نوع تكامل جوامع انساني است. در واقع تحولات فرهنگي- اجتماعي و اقتصادي قرن 19 و 20، متاثر از مدرنيسم، گسترش سريع شهرها و پيدايش كلانشهرها، شهرمنطقه ها را موجب شده و تغييرات بنيادي را در ساختار و سازمان فضايي-كالبدي آنها بوجود آورده است. پيدايش نظامهاي سياسي و اقتصادي جديد، ظهور كارتلها و تراستها و شركتهاي چند مليتي، تقسيم كار، تحول در نظامهاي فرهنگي و علمي، تحول در ايدئولوژي، تحول رسانهاي و ارتباطات الكترونيكي، ازبين رفتن فاصلة زماني- مكاني، ايجاد بزرگراهها و شبكههاي هوايي- زميني و ... بطور كلي تمام عرصههاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي را متاثر ساخته است. در حقيقت چهار رخداد شامل رنسانس (تجديد حيات علمي-فرهنگي)، اصلاحگرايي مذهبي، روشنگري(جنبش فكري و نهضت فرهنگي، سياسي و اجتماعي عقل محور) و انقلاب صنعتي، اركان مدرنيسم را در اروپا و به نوعي غرب آفريدند. در اين بين شبهمدرنيسم، ثمرة مدرنيسم اروپايي يا مدرنيسم جهان سومي، روابط و فرايند استعماري، نواستعماري و تقسيم جديد بينالمللي كار، فراشهرنشيني، شهرنشيني كاذب يا شبهشهرنشيني را در كشورهاي جهان سوم كه نشان دهندة عمق بيماري ساختهاي اجتماعي-اقتصادي آنهاست بوجود آورده است. در كل، فرايندهاي ذكر شده در بالا با حركت خود در طول قرون 19 و 20 و شدت يابي آنها و همچنين همراهي تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات و شكلگيري جامعة شبكهاي و فشردگي زمان و مكان در اثر اون، در كنار تحولات اقتصادي و سياسي بعد از جنگ جهاني دوم و الزامات پست مدرنيسم، نظم نوين جهاني را حاكم ساخته و توسعة شهري و شهرنشيني غرب را بايد در درون اين فرايند ديد. پروسة نظم نوين جهاني و پروژة جهاني شدن شكل خاصي از شهرنشيني و شبكة و سلسله مراتب خاصي از شهرها را با مركزيت جهانشهرهاي واقع در كشورهاي توسعه يافته در سطح اول و كوچكترين شهرها و سكونتگاههاي كشورهاي جهان سوم كه توسط پل مادرشهرهاي بزرگ سر خود به اين شبكه وارد ميگردند در سطح آخر، بوجود آورده است. همانگونه كه قدرت برتر و تكنولوژي برتر به نوعي بقيه را به فرمانبري فرا ميخواند، شهرهاي برتر و مسلط نيز كه همان جهانشهرها هستند به نوعي به رهبري شبكة شهري جهاني ميپردازند و نهايتا اين نيروها و نظامهاي اقتصادي و سياسي برتر هستند كه با بهرهگيري از اين شرايط، حداكثر استفاده را خواهند برد. قطعا كشورهاي صاحب شهرهاي جهاني، رهبري اقتصادي و سياسي جهان را از آن خود كرده و ميكنند. چنين است كه شهرها هميشه در طول تاريخ نقش آفرين بوده اند و امروز هم بر اهميت و تاثيرگذاري آنها بيش از پيش افزوده شده است. شهرنشيني برتر و پيشرفتهتر، برتري بيشتر و قدرت بيشتري را در پي خواهد داشت. در ادامه تا حدي اين جريان را بيشتر توضيح ميدهيم. خوب شما هم در تكميل اين بحث شركت كنيد. نظر شما چيست؟ و خوب سوال اصلي و محوري ما كه نهايتا جمعبندي اين وبلاگ خواهد بود كه فراموش نشده؟ اگه يادتون رفته به صفحة قبل مراجعه كنيد. موفق و پيروز باشيد. بخش آزاد: زندگي صحنة يكتاي هنرمندي ماست هر كسي نغمة خود خواند و از صحنه رود. صحنه پيوسته بجاست خوش آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد "آخوان ثالث" نوشته ی قديری ۲ اسفند ۱۳۸۳
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : دکترای جغرافیا و برنامهریزی شهری عضو هیات علمی دانشگاه پروفایل مدیر : محمود قدیری |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| لینکستان |


